با كولهبارى از نفسهاى سپيدصبح، با كولهبارى از نفسهاى سپيد، دميد. ستارهها، پنهان شدند و خورشيد، سوار بر سرير شعر، ظهور كرد.باران، دامن گلهاى نوشكفته وجود را تكان داد و سبد سعادت را به دستشان هديه كرد.ضريب نفسهاى صبح، با ضربان قلب عالم درآميخت و فرياد زد... .طنين زلال حقيقتتو آمدى.تو آمدى، تا طنين حقيقت، از برجهاى سر به فلك كشيده تاريخ، به گوش برسد.تو آمدى، تا «جاء الحق و زهق الباطل»، دوباره ترجمه شود.تو آمدى، تا هيبت كاغذى سر سپردگان طاغوت، در جهنمى از آتش، خاكستر شود. گروه مطالعات اجتماعي متوسطه اول- فشافويه...
ما را در سایت گروه مطالعات اجتماعي متوسطه اول- فشافويه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 212 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:43